نوشته شده و از موضوعاتي بحث ميكند از قبيل: تثليث مقدس، چرا مسيح ميخواست از يك باكره متولد شود، شمايلپرستي، ختان.
اين متن قرنها شناخته شده بود، ولي آنرا بهغلط به آندرونيكوس كومننوس اول (امپراتور 1183 ـ 1185) نسبت ميدادند. ولي تاريخ كتاب در فصل 41 به صورت سال 6818 (تاريخ قسطنطنيه كه براساس آن خلقت در 5508 پيش از ميلاد صورت گرفته) مطابق با 1310 ذكر شده است.
ج. ساير كليساهاي مسيحي شرق
11. تلاشهاي هيئتهاي تبليغي
گيوم آدام
گيوم آدام، همچنين ژرا، ژرژ و گاسپار ناميده شده است. سياح، احتمالاً فرانسوي (متوفا 1341).
گيوم در حوالي سال 1275 احتمالاً در فرانسه زاده شد، گرچه ممكن است در آنتيواري متولد شده باشد كه بعدها بخشي از صربستان بود. يكي از نخستين اعضاي هيئت مسيحي بود كه پاپ يوحناي بيست و دوم در آغاز كارش با عنوان پاپ به ايران فرستاد. او در سال 1313 ـ 1341 بهعنوان مبلغ در آسياي صغير، سوريه و فلسطين سفر كرد و مدتي در ايران بود؛ از امپراتوري مغول، هند و مناطقي از اتيوپي در خاور آفريقا ديدار كرد. در سالهاي 1316 ـ 1317 به فرانسه بازگشت. در سال 1318 يكي از شش تن دومينيكي بود كه به ايران فرستاده شد تا رداي نخستين سراسقف سلطانيه را برايش ببرند و او در سال 1322 به آوينيون بازگشت، بعداً خود او به سراسقفي سلطانيه انتخاب شد و مأموريت يافت تا كافران قلمرو خود را هدايت كند و جوامع ارمني را كه در قلمرو امپراتوري مغول در ايران پراكنده بودند با كليساي كاتوليك متحد سازد. در سال 1323 از سوي پاپ نزد لئون چهارم شاه ارمنستان رفت. پس از بازگشتش به آوينيون در سال 1324 به سراسقفي آنتيواري منصوب شد. بيشتر اوقاتش را در آوينيون و ناربُن گذراند، و مقارن سال 1341 در آنتيواري درگذشت.
در حوالي سال 1317، پس از سالها اقامت در آسيا درباب شيوهٴ قلع و قمع اعراب را نوشت كه مقارن سال 1328 تكميل شد. اين كتاب به كاردينال رمون دوفارژ (متوفا 1346) برادرزادهٴ پاپ كلمنس پنجم اهدا شده است.
درباب شيوهٴ قلع و قمع اعراب تلاش براي راه انداختن يك جنگ صليبي ديگر است و با جزئيات چگونگي و راههاي يك جنگ صليبي موفق را شرح ميدهد. اول در مورد بازرگانان تابع كليساي رم؛ دوم در مورد اعضاي كليسا در خارج؛ سوم در مورد امپراتور قسطنطنيه؛ چهارم در مورد امپراتور مغول؛ پنجم در مورد بازرگانان اقيانوس هند.